ماگ میمتیم 145 (بس نقشها زدند ولی روز آزمون یک از هزارشان نشد آن بینظیر ما)
تومان 20,000
ناموجود
افزودن به علاقهمندیها
مشخصات
کد کالا: 328481
بارکد: 2500110030709
نویسنده: -
عرض: 7
طول: 8
کد موضوع: 955/936043
معرفی
ک از هزارشان نشد آن بینظیر ما
ماگهای سرامیکی میمتیم با کیفیت ساخت عالی و بهترین نوع چاپ روی آن، لذت نوشیدن چای و قهوهی شما را دوچندان میکنند. ارتفاع ماگها 9.5 سانتیمتر است و به واسطهی سایز دستهشان، خیلی خوب توی دست مینشینند.
یادش به خیر دلبر روشن ضمیر ما
دلدار ما، دلاور ما، دلپذیر ما
یاری که در کشاکش گردابهای غم
او بود و دست بستهی او دستگیر ما
یادش دوید در دلم و چون نسیم خیس
بگذشت و تازه کرد سراسر کویر ما
ما را هوای اوست در این برگریز مهر
پر میکشد ز سینه دل دیرگیر ما
صیاد ما که بخت و کمندش بلند باد
پرسیده هیچ گاه که: «کو آن اسیر ما؟»
صبح است روی دوست چراغی از آفتاب
او را چه غم ز شمع دل پیشمیر ما
بس نقشها زدند ولی روز آزمون
یک از هزارشان نشد آن بی نظیر ما
تیر دعا رهاست در این آسمان کجاست
مرغ دلی که سینه سپارد به تیر ما؟
روزی به سر نیامده شامی به پای خاست
بنگر که تا چه زود رسیدهاست دیر ما
فریاد ما ز دشنهی دشمن نبود، دوست
خنجر برون کشید و بر آمد نفیر ما
آنان که لاف دایگی و مادری زدند
خوردند خون ما و بریدند شیر ما
آن جا که باغبان کمر سرو میزند
و ز باغ میبرد همه عطر و عبیر ما
ای شط رهرونده تو آیینهای بگیر
بر روی و موی بیدبن سر به زیر ما
میگفت پیر ما که صبوری به روز سخت
حالی بیاورید صبوری به پیر ما
چون عقل را به گوشه میخانه باختیم
عشق تو مانْد در همه حالی دبیر ما
سیاوش کسرایی
ماگهای سرامیکی میمتیم با کیفیت ساخت عالی و بهترین نوع چاپ روی آن، لذت نوشیدن چای و قهوهی شما را دوچندان میکنند. ارتفاع ماگها 9.5 سانتیمتر است و به واسطهی سایز دستهشان، خیلی خوب توی دست مینشینند.
یادش به خیر دلبر روشن ضمیر ما
دلدار ما، دلاور ما، دلپذیر ما
یاری که در کشاکش گردابهای غم
او بود و دست بستهی او دستگیر ما
یادش دوید در دلم و چون نسیم خیس
بگذشت و تازه کرد سراسر کویر ما
ما را هوای اوست در این برگریز مهر
پر میکشد ز سینه دل دیرگیر ما
صیاد ما که بخت و کمندش بلند باد
پرسیده هیچ گاه که: «کو آن اسیر ما؟»
صبح است روی دوست چراغی از آفتاب
او را چه غم ز شمع دل پیشمیر ما
بس نقشها زدند ولی روز آزمون
یک از هزارشان نشد آن بی نظیر ما
تیر دعا رهاست در این آسمان کجاست
مرغ دلی که سینه سپارد به تیر ما؟
روزی به سر نیامده شامی به پای خاست
بنگر که تا چه زود رسیدهاست دیر ما
فریاد ما ز دشنهی دشمن نبود، دوست
خنجر برون کشید و بر آمد نفیر ما
آنان که لاف دایگی و مادری زدند
خوردند خون ما و بریدند شیر ما
آن جا که باغبان کمر سرو میزند
و ز باغ میبرد همه عطر و عبیر ما
ای شط رهرونده تو آیینهای بگیر
بر روی و موی بیدبن سر به زیر ما
میگفت پیر ما که صبوری به روز سخت
حالی بیاورید صبوری به پیر ما
چون عقل را به گوشه میخانه باختیم
عشق تو مانْد در همه حالی دبیر ما
سیاوش کسرایی
نظرات کاربران
0.0
از ۵
بر اساس 0 نظر
خدمات و ارسال
ارسال سریعارسال به سراسر کشور در کمترین زمان
تضمین اصالت کالاکالاهای اورجینال و با گارانتی معتبر
بستهبندی مناسببستهبندی ایمن برای جلوگیری از آسیب
پشتیبانی خریدپاسخگویی به سوالات قبل و بعد از خرید